سلام خدمت كليه همراهان گرامي انجمن مثنوي پژوهان جوان
متاسفانه و باز هم متاسفانه بدليل فيلتر شدن ايران بلاگ مجبور به تغيير مكان شديم.
شرمنده كه در اين مدت بدليل بسته بودن حتي لينك نظرات نتونستيم آدرس جديد را اعلام كنيم
منتظر حضور شما در وبلاگ جديد و جلسات انجمن هستيم.
http://masnavi-javan.blogfa.com
با تشكر
انسان ها عادت داشتند تا زمانی که پیامبران برایشان معجزه نیاورده اند، حرف این فرستادگان خدا را رد کنند. بعضی ها حرف آن ها را قبول می کردند و بعضی هم بر سرسختی خود می افزودند. اکنون بعد از وفات پیامبران، باز هم مردم نیاز دارند بدانند آیا خدا وجود دارد؟، داروینیسم و نظریه تکامل به کفر ورزی انسان ها و سکولاریزم کمک کرد به طوری که این نظریه انسان ها را تا تاریکی های عصر حجر برد. به خاطر تحریف دین مسیحیت و دین یهودیت، پیروان این ادیان در اثر این نظریه دچار تزلزل و دودلی شدند.
اسلام، آخرین دین آسمانی اکنون در مقابل این نظریات کفر آمیز ایستاده است. بیشتر یافته های علمی که دانشمندان به آن می بالند در قرآن ذکر شده است ( قابل توجه که ما مسلمانان اعتقاد داریم تمامی علوم در قرآن است و منظور نویسنده در این جا آن است که علوم کشف شده را ما با قرآن توانسته ایم تطبیق دهیم. مترجم) که ۱۴۰۰ سال پیش نازل شده است.
خداوند در قرآن فرموده اند:
.....
یکی از معجزات علمی که در قرآن آمده است، در مورد سیاه چاله ها می باشد.
خداوند با اشاره به مشخصات خاصی، در آیه زیر به سیاه چاله ها اشاره می کنند.
این مشخصات عبارتند از :
۱) آن ها ستارگانی در حال حرکت هستند.
۲) آن ها پنهان هستند.
۳) آن ها ستارگانی جارو کننده هستند.
اجازه بدهید قبل از اینکه ببینیم اخترفیزیک دان ها در مورد سیاه چاله ها چه می گویند، به آیه زیر از قرآن کریم اشاره کنیم.
خداوند در قرآن فرموده اند:
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ (١٥)الْجَوَارِ الْکُنَّسِ (١٦)وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ (١٧)وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ (١٨)إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ (١٩) تکویر
۱۵. به راستی سوگند به اختران بازآینده نمی خورم. ۱۶. آن روندگان نهان شونده. ۱۷. و به شب چون تاریک شود. ۱۸. و به سپیده چون بدمد. ۱۹. که این سخن فرستاده ای است بزرگوار(جبرئیل). سوره تکویر
به خوبی امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول می شوند تا آنکه بمیرند. یکی از انواع مرگ ستارگان، تبدیل شدن به سیاه چاله است.
خداوند در قرآن می فرمایند:
وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (٨٨) قصص
با خداوند، معبود دیگری را نخوانید. خدایی نیست جز او، هرچیزی نابود می شود مگر ذات او. فرمان مخصوص اوست، به سوی او بازگردانده می شوید. قصص ۸۸
در طول دوره زندگی ستارگان، آن ها موجودیت خود را تغییر می دهند. این تغییر میلیون ها سال طول می کشد. یکی از آن ها تبدیل شدن به سیاه چاله است که چهره ای ترسناک دارد.
● انواع سیاه چاله ها کدامند؟
دانشمندان سه نوع سیاه چاله را کشف کرده اند:کوچک، متوسط و بزرگ.
۱) نوع کوچک یا کم جرم یا نوع اختری یا کهکشانی
این نوع از سیاه چاله ها از ستارگانی تشکیل می شوندکه جرمشان ۱۰۰ برابر جرم خورشید ما است.
وقتی که انرژی چنین ستاره ای تمام می شود، پوسته خارجی خود را پرتاب می کند و هسته خود را که هنوز ۱۵ برابر خوررشید ما است را نگه می دارد.
دانشمندان عقیده دارند که کهکشان راه شیری ما دارای ده ها هزار از این سیاه چاله ها است بنابراین به آن سیاه چاله کهکشانی می گویند.
۲) سیاه چاله های متوسط
۳) سیاه چاله های بسیار سنگین
در مرکز کهکشان ها قرار دارند. بعضی از دانشمندان عقیده دارند که بیشتر کهکشان ها که کهکشان ما هم جزوی از آن است، دارای سیاه چاله ای در مرکز خود است.
در ستارگان سنگین دو فرایند مهم پیوسته رخ می دهد. یکی جوش هسته ای است( که هیدروژن را از مرکز ستاره به بیرون می فرستد و دیگری جاذبه (که تمامی هیدروژن را به طرفی که آمده بود می کشد). این دو روند یکدیگر را خنثی می کنند تا اینکه هیدروژن ستاره سوخته شود و در این موقع جاذبه غلبه می کند.
وقتی که جاذبه غلبه کرد، ستاره ناپایدار می شود و منفجر می گردد. وقتی که شروع به منفجر شدن کرد، دیگر متوقف نمی شود و ستاره ( و در نهایت اتم هایش) به داخل خود فرو می ریزند و منجر به تشکیل سیاه چاله می شود
سیاهچاله بسیار سنگین سیاهچاله ای است که جرم آن بین ۱۰۵ تا ۱۰۱۰ برابر جرم خورشید است. امروزه این عقیده وجود دارد که اگر همه کهکشان ها سیاهچاله ای از این نوع نداشته باشند، تعداد زیادی از آن ها که کهکشان راه شیری نیز جزئی از آن است، در مرکز خود چنین سیاه چاله ای را دارند. این سیاه چاله ها دارای خصوصیات عجیبی هستند که آن ها را از همنوعان خود متمایز می کند.
● چرا سیاهچاله ها سیاه می باشند؟ >
یک موشک برای آنکه سطح زمین را ترک کند باید سریعتر از ۲۵۰۰۰ مایل در ساعت ( ۷ مایل در ثانیه) حرکت کند. به این سرعت، سرعت فرار از زمین می گویند. اگر راکت سرعتی کم تر از این مقدار داشته باشد، توسط جاذبه به زمین بر می گردد. سرعت فرار از یک سیاه چاله بیش از ۱۸۶۰۰۰ مایل در ساعت است پس اگر بخواهیم از آن فرار کنیم، باید سرعتی بیش از این مقدار داشته باشیم. سرعت نور ۱۸۶۰۰۰ مایل در ساعت است بنابراین نمی تواند از سیاهچاله ها فرار کند پس این سیاهچاله ها به رنگ سیاه هستند.( به عبارت بهتر دیده نمی شوند. مترجم)
ستاره شناسان به کمک اشعه ایکس و تلسکوپ های رادیویی توانسته اند سیاه چاله قدیمی را که در اطراف کهکشان راه شیری است کشف کنند. این سیاه چاله که دارای مسیری نامتقارن است در حال بلعیدن ستاره ای می باشد.
اعتقاد بر این است که این سیاه چاله باقی مانده یک ستاره بسیار بزرگ است که میلیاردها سال پیش زندگی می کرده و از خانه خود به بیرون پرتاب شده و سرگردان در حال حرکت می باشد.
بسیاری از ستارگان منظومه شمسی ما در یک صفحه نازکی به نام صفحه کهکشانی هستند. اگرچه خوشه های گردی نیز وجود دارند که هرکدام دارای صدها هزار ستاره قدیمی هستند و به دور مرکز کهکشان در حرکت می باشند و در مسیری می باشند که از صفحه کهکشانی به دور می باشند.
بنابراین زمانی که یک ستاره تمام سوختش به مصرف رسید در خود فرو می ریزد و در نهایت به سیاه چاله ای تبدیل می شود که دارای چگالی بی نهایت و حجم بسیار ناچیز است و میدان مغناطیسی بسیار قوی دارد.
خداوند در قرآن به این حقیقت مرگ ستارگان( که به خاطر پایان سوختشان است اشاره می کنند) در آن جا که می گویند:
وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ (٢)
آنگه که ستارگان به سیاهی می گرایند.
● آیا تمامی ستارگان به سیاه چاله تبدیل می شوند؟
تمامی ستارگان به سیاه چاله تبدیل نمی شوند. ستاره ای که جرمش کم تر از ۱.۴ بار بزرگتر از خورشید باشد، به کوتوله سفید تبدیل می شود. ستاره ای که ۱.۴ تا ۳ برابر خورشید جرم داشته باشد تبدیل به ستاره نوترونی می شود. تنها ستارگانی که جرمشان بیش از ۳ برابر خورشید باشد به سیاهچاله تبدیل می شوند.
سیاه چاله ها آن قدر جرمشان زیاد است که نور نمی تواند از آن ها عبور کند و چون چیزی سریع تر از نور نمی تواند حرکت کند، هیچ چیز از سیاهچاله نمی تواند بیرون بیاید.
خداوند به این موارد قسم یاد می کنند تا تائید کنند که قرآن از طرف پروردگار نازل شده است. به آیات ۱۵ تا ۱۹ سوره تکویر که در بالا آمده است نگاهی دوباره بیاندازید.
این نوع تاکید که در این آیات به کار رفته است و خداوند با قسم از آن ها یاد کرده، به خاطر اهمیت سیاهچاله ها است که در واقع ستارگان مرده در حال حرکتی می باشند و نوری از خود تولید نمی کنند و هرچه سرراهشان باشد می بلعند. قرآن مجید از آن ها به "پاک کنندگان" یاد می کند که در تطابق کامل با عملکرد آن ها از لحاظ علمی است.
دانشمندی غیر مسلمان که نام سیاهچاله را برای این پدیده گذاشته است، بسیار مناسب این نام را انتخاب کرده است. اگرچه او هرگز قرآن نخوانده است ولی همان نامی را بر آن ها نهاده که قرآن با آن نام آن ها را خوانده است. این نشان دهنده آن است که قرآن تا چه حدی به حقایق علمی که امروزه کشف می شود نزدیک است. این دانشمند این چنین تاین پدیده را تعریف کرده " آنچنان نیروی جاذبه ای دارند که مانند یک جاروبرقی نامرئی کیهانی هستند و آن چنان مواد اطراف خود را جذب می کنند که حتی نور نیز نمی تواند ازآن بیرون بیاید."
کلمه قرآنی خُنَّسِ در آیه ۱۵ سوره تکویر را در عربی می توان به جاروبرقی ترجمه کرد.
زمانی که سیاه چاله ها از لحاظ علمی تعریف شدند، دقت قرآن مجید در تعریف آن ها تنها در سه کلمه بیشتر مشخص می شود. قرآن سیاه چاله ها را با خصوصیات زیر تعریف می کند:
۱) آن ها در حال حرکت می باشند.( همان گونه که علم می گوید).
۲) آن ها وقتی شناسایی شدند، دارای حجاب می باشند. ( همان طور که علم می گوید نور نیز نمی تواند از آن ها عبور کند.)
۳) آن ها همه چیز را می بلعند.
آقای احسان اشرفی
کارشناس هوافضا
- زمانی که پیتر جی. دانیل در کلاس چهارم درس می خواند٬ معلمش - خانم فیلیپس- مدام به او می گفت :" پیتر! تو اصلا خوب نیستی ٬تو یک سیب زمینی گندیده ای که هرگز به جایی نخواهی رسید ." پیتر تا سن 26 سالگی کاملا بی سواد ماند. یکی از دوستانش تمام شب پیش او می ماند و برایش کتاب می خواند. او حالا مالک کل خیابانی است که زمانی در آنجا می جنگید و در آنجا بود که آخرین کتاب خود به نام " خانم فیلیپس شما اشتباه می کردید!" را به چاپ رساند.
- لوئیزا می آلکوت ٬ نویسنده ی کتاب " زنان کوچک" از طرف خانواده اش تشویق می شد که به عنوان پیش خدمت یا خیاط کاری برای خود دست و پا کند.
- بتهوون ویولن را به طرز ناشیانه ای حمل می کرد و به جای اصلاح تکنیک خود ترجیح می داد که به نواختن ساخته های خود بپردازد. استادش او را یک آهنگساز مایوس می نامید.
- والدین انریکو کاروسو ٬ خواننده ی مشهور اپرا ٬از او می خواستند که مهندس شود . استاد او اعتقاد داشت که او اصلا صدای خوبی ندارد و قادر به آواز خواندن نیست.
- چارلز داروین ٬ پدر نظریه ی تکامل٬ حرفه ی پزشکی را رها کرد. پدرش اظهار نمود :" تو به هیچ چیز جز تیر اندازی و گرفتن سگ ها و گربه ها علاقه نداری." داروین در زندگینامه ی خود نوشته :" همه ی استادان و پدرم بر این عقیده بودند که من از نظر هوشی یک پسر کاملا عادی و زیر استانداردهای معمولی هستم."
- ویراستار روزنامه ای٬ والت دیسنی را به خاطر نداشتن فکر و اندیشه اخراج کرده بود. والت دیسنی قبل از احداث دیزنی لند چندین بار ورشکست شده بود.
- آموزگاران توماس ادیسون اظهار می داشتند که او به قدری کودن است که قادر به یادگیری نیست. وی مبتلا به دیسلکسی بود.
- انیشتین اولین کلمات خود را با 3 سال تاخیر در سن 4 سالگی بیان کرد. آموزگارانش در مورد او می گفتند :" کند ذهن ٬ غیر اجتماعی و کسی که همواره دستخوش رویاهای احمقانه است." از مدرسه اخراج شد و مدرسه ی پلی تکنیک زوریخ نیز از نام نویسی او امتناع ورزید.
- لوئیس پاستور قبل از تحصیلات دانشگاهی یک دانش آموز متوسط بود و در درس شیمی بین 22 نفر ٬پانزدهمین نفر بود.
- اسحاق نیوتن در مدرسه ی ابتدایی شاگرد بسیار ضعیفی بود.
- پدر رودین مجسمه ساز در مورد او گفته بود :" من به جای یک پسر٬ یک احمق دارم ." رودین بدترین شاگرد مدرسه شناخته شده بود و مدرسه ی هنرهای زیبا نیز سه بار از ثبت نام وی اجتناب کرده بود. عمویش او را غیر قابل آموزش تصور می کرد.
- لئو تولستوی ٬ نویسنده ی رمان مشهور "جنگ و صلح" در امتحانات دانشگاه مردود شد. او را بی میل و ناتوان در یادگیری توصیف کرده بودند.
- کارفرمایان اف. دبلیو. وولورث ٬ تاجر مشهور آمریکایی٬ اظهار داشته اند که او به قدری گیج و کودن بود که حتی قادر به انجام امور پیش خدمتی هم نبود.
- مورخین ورزش دنیا بر این عقیده اند که بیب روث بزرگترین قهرمان بیسبال دنیا است. او نه تنها رکورد توپ زنی به هدف ٬بلکه رکورد توپ نزنی به هدف را هم شکسته است !
- وینستون چرچیل در کلاس ششم مردود شد . او پس از پشت سر گذاشتن عمری از شکست ها زمانی به نخست وزیری انگلستان رسید که 62 سال سن داشت.
- 18 ناشر از چاپ داستان 10000 کلمه ای ریچارد باخ به نام " جاناتان ٬ مرغ دریایی " که درباره ی یک مرغ دریایی بلند پرواز است٬ امتناع کردند تا این که سر انجام در سال 1970 توسط انتشارات مک میلان به چاپ رسید . از این کتاب تا سال 1975 بیش از هفت میلیون نسخه تنها در آمریکا به فروش رسید.
آن را که توئی چاره بیچاره نخواهد شد.
خدایا!
همیشه در ذهن من باش
وقتی که از خواب بیدار می شوم
سراسر روز بر من بتاب
بگذار هر دقیقه زمانی باشد برای همنشینی با تو
نگذار فراموش کنم
در هر ساعت از اینکه با من مانده ای و خواهی ماند
تا صدای مرا بشنوی و به من پاسخ دهی
شکر به جا آورم
خدایا!
وقتی شب می رسد
بگذار افکارم از تو وعشق تو آرامش گیرند
بگذارکه خوابم از امنیت و مهر تو اطمینان داشته باشد
و آگاه باشد که من متعلق به تو هستم .
"دوره معجزات"
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
ای سر شوریده باز آیی به سامان غم مخور
افراد در اثرغلبه بر دلسردی اجر خود را می گیرند." آنتونی رابینز"
"هر جزری را مدی است"
یکی از دوستان من تابلوئی سنگی دارد که آن را در دفتر خود نصب کرده است. این تابلوی رنگی،زیبا نیست و قایقی بد ترکیب را نشان می دهد که اندازه آن سه برابر قایقهای پاروئی است.
دو پاروی آن روی ماسه قرار دارد ، قایق در ساحل مانده است و کمی دورتر، چشم اندازی از آب وجود دارد. هیچ چیز نومید کننده تر از قایقی به گل مانده نیست . نه می توان آن را هل داد و نه کشید، قایق بسیار سنگین است و دور از آب روی ماسه ها مانده است.
در پائین تابلو نوشته شده است: " مد همیشه باز می گردد"
و وقتی که " مد" باز گردد ، همه چیز زنده می شود. قایق بر شانه های دریا پیش می رود و بر روی امواج می رقصد. از صاحب تابلو پرسیدم : " چرا این تابلو را به دیوار زده اید؟"
او گفت: آن را در فروشگاه عتیقه فروشی دیده بودم و آن هنگام اوضاع من به هیچ وجه خوب نبود، به قیمت کمی آن را خریدم، زیرا خیلی ناامید بودم. ولی پیام آن تابلو مرا امیدوار کرد. هر زمان که به آن نگاه می کنم امید در من زنده می شود, آن را نگه داشته ام تا همیشه به خود یادآوری کنم ، مشکلات زود گذرند,طوفان می وزد اما مد برای همیشه دور نمی شود؛ بلکه دیر یا زود برمیگردد. " نورمن وینست ویل"
حافظا چون غم و شادی جهان درگذر است
بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم
برنامه آبان ماه 1386 انجمن مثنوي پژوهان جوان ايران
تاريخ | عنوان بحث | شماره ابيات (بر اساس نسخه نيكلسون) | مدرس | موضوع مباحث مربوطه |
07/08 | تقليد 1 | 1315-1274 | جناب آقاي نبوي | تقليد از نظر مولوي |
۱۴/۰۸ | تقليد 2 | 1335-1315 | جناب آقاي آقا داوودي | از مقلد تا محقق ، بايد ها و نبايدها |
21/08 | تقليد 3 | 1446-1432 | جناب آقاي آقا داوودي | تقليد پسنديده و تقليد ناپسند |
28/08 | تقليد 4 | 1474-1446 | جناب آقاي آقا داوودي | از مدعيان بي خبر تا با خبران بي مدعا |
چندین سال پیش بود . ما در یک خانواده خیلی فقیر در یک ده دور افتاده به نام "روکی" ، توي یک کلبه کوچك زندگی می کردیم . روزها در مزرعه کار می کردیم و شبها از خستگی خوابمان می برد.
کلبه ما نه اتاقی داشت، نه اسباب و اثاثیه ای، نه نور کافی . از برداشت محصول آنقدر گیرمان می آمد که شکم پدر و مادر و سه تا بچه سیر بشود . یادم می آيد یک سال كه نمی دانم به چه علتی محصولمان بی دلیل بیشتر از سالهای پیش شده بود، بیشتر از همیشه پول گرفتیم. یك شب مامان ذوق زده یك مجله خاک خورده و کهنه را از توي صندوق کشید بیرون و از توش یه عکس خیلی خوشگل از یك آینه نشانمان داد . همه با چشمهای هیجان زده عکس را نگاه می کردیم . مامان گفت بیایید این آینه را بخریم، حالا که کمی پول داریم، این هم خیلی خوشگل است. ما پیش از اين هیچوقت آینه نداشتیم، این هیجان انگیزترین اتفاقی بود که می توانست برايمان بیفتد . پول کافی هم برای خریدش داشتیم . پول را دادیم به همسایه تا وقتی به شهر مي رود آن آينه را برايمان بخرد . آفتاب نزده باید حرکت می کرد، از ده ما تا شهر حداقل پنج فرسخ راه بود، یعنی یک روز پیاده روی، تازه اگر تند راه می رفت.
سه روز بعد وقتی همه داشتیم در مزرعه کار می کردیم، صدای همسایمان را شنیدیم که یك بسته را از دور به ما نشان می داد . چند دقیقه بعد همه در کلبه دور مامان جمع شدیم . وقتی بسته را باز کرد مامان اولین کسی بود که جیغ زد : "وای ی ی ی ... حسین آقا، تو همیشه می گفتی من خوشگلم، واقعا" من خوشگلم!
بابا آینه را گرفت دستش و نگاهی در آن کرد . همینطوری که سیبیلهايش را می مالید و لبخند ریزی میزد با آن صدای کلفتش گفت: آره منم خشنم، اما جذابم، نه ؟ نفر بعدی آبجی کوچیکه بود: مامان، واقعا چشمهام به تو رفته ها!
آبجی بزرگه نفر بعدی بود که با هیجان و چشمهای ورقلمبیده به آینه نگاه می کرد: می دونستم موهام رو اینطوری می بندم خیلی بهم میاد!
با عجله آینه را از دستش قاپیدم و در آن نگاه کردم. می دانید در چهار سالگی یك قاطر به صورتم لگد زده بود و به قول معروف صورتم از ریخت افتاده بود. وقتی تصویرم را دیدم، یكهو داد زدم: من زشتم ! من زشتم! بدنم می لرزید، دلم می خواست آینه را بشکنم، همینطور که دانه های اشک از چشمانم سرازير بود به بابا گفتم :
یعنی من همیشه همین ریختی بودم ؟
- آره عزیزم، همیشه همین ریختی بودي.
- اونوقت تو همیشه من رو دوست داشتی ؟
- آره پسرم، همیشه دوستت داشتم.
- چرا ؟ آخه چرا دوستم داری ؟
- چون تو مال من هستی!
سالها از آن قضیه گذشته، حالا من هر صبح صادقانه به خودم نگاه می کنم و می بینم ظاهرم زشت است. آن وقت از خدا می پرسم : یعنی واقعاً دوستم داری ؟
و او در جوابم مي گويد: بله.
و وقتی به او می گويم چرا دوستم داری ؟
به من لبخند مي زند و مي گويد: چون تو مال من هستی.
و چنين گفت ابر مرد كارنامه (تاريخ) ايران:
فرمان دادم تا كالبدم را بدون گاهوك (تابوت) و موميايي به خاك بسپارند، تا پاره هاي تنم خاك ايران را درست كند.
و آيا مي دانيد؟
واژه شاهراه از راهي که پادشاه کورش بزرگ ميان سارد پايتخت کارون و پاسارگاد بنیاد کرد گرفته شده است.
پادشاه کورش بزرگ در شوروي پیشین شهري ساخت به نام کورپوليس که خجند امروزي نام دارد.
پادشاه کورش بزرگ پس از پیروزی بر بابل به پرستشگاه مردوک رفت و براي نشان دادن نیکی و دوستی به بابلي ها به خداي آنان ارج نهاد و در همان پرستشگاه که بيش از 1000 متر بلندي داشت تاج گذاري کرد.
پادشاه كوروش بزرگ پس از گرفتن بابل 25 هزار يهودي برده را که در آن شهر بر زير يوغ بردگي شاه بابل بودند آزاد کرد.
نخستین هنرستان در ايران بدست پادشاه کورش بزرگ در شوش براي آموزش كار و هنر ساخته شد .
ديوار چين با بهره گيري از ديواري که پادشاه کورش بزرگ در اواختر (شمال) ايران در سال 1194 ايراني (اكنون 3745)، براي جلوگيري از تاخت تیره های اواختري ساخت، ساخته شد.
نخستين سامانه (سيستم) بکارگرفتن كشوري به گونه لشگري و ستادي براي دوره 40 سال کارکردن و سپس بازنشستگي و گرفتن ورستاد (مستمري) همیشگی را پادشاه کورش بزرگ در ايران پايه گذاري کرد.
و نخستين فرمان (منشور) آزادي جهان از او:
كوروش، منم شهريار روشنايي
براي من كه برادر بينايان و اندوه خوار خستگانم
زنان به جاليز و آموزگاران به آموزشگاه و سواران به دشت و بیابان يكي ست
همه خان و مان من اند.
من كوروشم و تنها رهایی جهان به آرامشم باز خواهد آورد
من پسر پادشاه انسان و پرچم دار مردمانم
دليري و دانايي
دارایی هميشگي مردم من است
و من با همدلي مردمانم بود
كه كاريزها و رودها را روان كرده ام
و بندها ساخته و شهرها برپا كرده ام
و من براي شما بوي خوش و خواب آرام و زندگي زيبا
...
براي شما، مردمان بزرگ آرزو ميكنم.
من كوروشم
پسر ماندانا و كمبوجيه كه با شما سخن ميگويم
سرانجام شادماني از آن شماست
و او كه شادماني مردم من را نمي خواهد از ما نيست
او برده بي مزد اهريمن است
زنان ميهن من بزرگوار و برازنده اند
خان و مان مردم من
شادمان و سترگ است
پدران ما دانا و فرزندان ما دليرند
بدين نشان هرگز شكست نخواهيم خورد
بدين نشان هرگز فريفته نخواهيم شد
من كوروشم شاه شاهان شما
و من اين سنگ نبشته را به نوترين دبيره (خط) خداوند نوشته ام
نوشته ام تا داد بر نژاد آدمي فرمان براند
اگر تو بچه بودی به این آدم بزرگی که حالا هستی می بالیدی؟ "گرنویل کلینر"
تداعی کننده چه چیزی هستید؟
پیتر دراکر کارشناس مشهور مدیریت تعریف می کند ، هنگامی که فقط سیزده سال داشتم ، معلممان از تک تک ما سوالی می کرد که بسیار جالب بود . او می پرسید " به خاطر چه چیزی بایستی از تو یاد کنند؟
کسی نمی توانست به این پاسخ معلممان پاسخ درست و حسابی بدهد. در این مواقع ، معلم پیش خود می خندید ومی گفت: انتظار ندارم بتوانید به سوال من پاسخ دهید، اما اگر در سن پنجاه سالگی هم نتوانید پاسخی برای آن بیابید، در این صورت حتم بدانید که زندگی تان را ضایع کرده اید. یکی از همکلاسی های دراکر در شصتمین گردهمائی دراکر و همکلاسی هایش پرسید: بچه ها، اون معلم و سوالش یادتون هست؟
همه حاضرین معلم و سوالش را به یاد داشتند. همه آنها به صراحت اذعان داشتند که این سوال سبب دگرگونی شدید در زندگی آنها شده است . هرچند که تا سن40 ساگی پاسخ درستی برای آن پیدا نکرده بودند، اما آنها از 20 سالگی به بعد کوشیده بودند، به این سوال پاسخ دهند، اما پاسخ شان دوام زیادی نیاورده بود. دستیابی به اینکه واقعاً چه چیزی مهم است ، مستلزم زمان بیشتری بود. دراکر در ادامه صحبت هایش اظهار میدارد: من همیشه و همواره از خودم سوال می کنم که مردم به راستی برای چه چیزی باید مرا به خاطر آورند؟ دراکر در یافته است که این سوال او را به سوی شخصی دیگر شدن ، به سوی شخصی که هنوز قابلیت شدن را دارد ، سوق می دهد.
دراکر معتقد است ، همه انسانهایی که در سنین پائین موفق به شنیدن این سوال از سوی شخص محترم و قابل ستایشی چون معلم ووالدین خود می شوند، انسانهای خوشبختی هستند، چون از آن پس تا آخر عمر می توانند این سوال را به کرات از خود بپرسند.
و اما شما : آیا شما را به خاطر خواهند آورد؟ اگر به خاطر خواهند آورد ، برای چه و بخاطر چه چیزی؟ آیا خود را مستعد تغییر و تبدیل به انسانی والاتر از این که هستید ، می دانید؟
بدیهی است که اگر ساکت بمانیم، کودکانمان معلوم نیست به کدامین صداهای دیگر گوش فرا خواهند کرد؟ " بذرهای برزگر"
